- تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 18:02
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادما...
شهریار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 10:27
http://s8.picofile.com/file/8357681400/%D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85.pptx.html
لبخند های شادی وغم(فاضل نظری) - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:52
پس شاخههــــاي ياس و مريم فرق دارندآري! اگـــر بســـيار اگـــر كـــم فـــرق دارند شــادم تصــور مـــيكني وقتـــي ندانـــيلبخندهــــاي شـــادي و غـــــم فرق دارند برعكـــس مــــيگــردم طـواف خانـهات راديــوانــههــا آدم بــــه آدم فـــرق دارنــــــد من با يقين كافر، جهان با شك مسلمانبا ايــن حســـاب ...
ازاد وگرفتار(فاضل نظری) - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:52
ما را کبوترانه وفادار کرده استآزاد کرده است و گرفتار کرده است بامت بلند باد که دلتنگی ات مرااز هرچه هست غیر تو بیزار کرده است خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده رادر پیشگاه لطف تو اقرار کرده است تنها گناه ما طمع بخشش تو بودما را کرامت تو گنه کار کرده است چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیرقربان آن گلی که م...
انتحار تدریجی(شهریار) - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:52
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست به زندگانی من فرصت جوانی نیست من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار خدای شکر که این عمر جاودانی نیست همه بگریه ابر سیه گشودم چشم دراین افق که فروغی ز
مرگ با طعم تلخ شیرینی(فاضل نظری) - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 1:52
پر شـــد آیینه از گـــل چینیآه از ایــن جلوه های تزیینی سکــه ی زندگــی دو رو داردگاه غمگین و گـاه غمگینــی شاخه های همیشه بالاییر یشه های همیشه پایینی عاقبت مـــیهمان یک نفریم مــرگ با طعم تلخ شیرینی
تلخ وشیرین - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:59
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي استپر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان ...
خدایا..خدایی دمت گرم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:59
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي استپر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان ...
دعای مادرویه دنیا بی مادری - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 17:22
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي استپر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان
تنهایی - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 19:57
تنهایی تنهایی، گاه آدمها را پَس میزند گاه نیز تنهایی، آدمها را به سوی خود میكِشد چون به همان اندازه كه دریاچه وجود دارد، تنهایی هم وجود دارد. كریستین بوبن برچسبها: کریستین بوبن, دوست داشتنی نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:42 توسط sheyda|
شهریارا...حالا چرا..؟ - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 19:57
شهریارا...حالا چرا..؟ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
یاد سهراب بخیر - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 19:57
صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…... صافى آب مرا يادتو انداخت...رفيق... تو دلت سبز... لبت سرخ... چراغت روشن... چرخ روزيت
ای کاش.. - تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 19:57
ای کاش هیچوقت تو اوج عصبانیت افراد دیگه رو خوردشون نکنیم که بعد ها خودمون دلمون بگیره اما نتونیم مسائل رو مثل قبل درستش کنیم....ای کاش نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:15 توسط sheyda|
مغزمی خواد نه لوس بازی فرنگ...افتاد؟؟؟ - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
قوت افرنگ از علم وفن است ... ازهمین آتش چراغش روشن است علم وفن را ای جوان شوخ وشنگ مغز می باید نه ملبوس فرنگ..... برچسبها: قوت افرنگ, لوس, فرنگ
دوش مرغی به صبح می نالید.. - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
دوش مرغی به صبح می نالید عقل وصبرم ببرد طاقت وهوش یکی از دوستان مخلص را مکر آواز من رسید به کوش گفت باور نداشتم که تو را بانک مرغی چنین کند مدهوش گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح کوی ومن خاموش
نمی دانم..برروی کدام قلب؟؟..نظرشما چیست.؟؟ - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
نمي دانم محبت را..... بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود.. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود.. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود .. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که بی رنگ نشود ... نمی دانم..برروی کدام قلب؟؟...نظرشما چیست..؟؟..... برچسبها:
فقط یه شوخی بود..اما.. - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي استپر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان
يه بار كه نه چند بار فلفل توگل رختيم..اما.. - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
سلام..خوب هستين..؟؟.يادش بخير ..دلم هواي گذشته ها رو كرد... چه قدر با دوستام صميمي بودم.. دوستايي كه هنوز بي وفا نيستن وبايد بهشون بگم دمشون گرم .. دوستايي كه حتي حاضر بوديم واسه هم جون بديم.... يادش بخير..باهم مدرسه مي رفتيم.. چه قدر معلما ي بند خدا رو اذيت مي كرديم..تو گل واسشون فلفل مي ريختيم.. ب
نبودن بودن هایی که هیچ بودنی.. - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که... گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و
مادر..هنوز هم دوستت دارم - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:37
زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن استاز تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي استپر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان