زندگي با همه وسعت خويشمحفل ساكت غم خوردن نيست!حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست!اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست!زندگي خوردن و خوابيدن نيست!زندگي جنبش جاري شدن است!زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدامي داند.زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،يادمان باشد اگر گل چيديم،عطر و برگ و گل و خار،همه همسايه ی ديواربه ديوار همند××× ×× × ××× زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن..گردشـــی در کوچــه باغ راز کن..هر که عشقش در تماشا نقش بست..عینک بدبینی خود را شکسـت..من مـیـــان جســـمها جــان دیـــدهام.درد را افکنـــده درمـان دیـــدهام..دیــــدهام بــر شـــاخهها احـســـاســها..میتپــد دل در شمیــــم یاسها..زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست..زندگی باغ تماشـــای خداســت..گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شودمیتواند زشــت هم زیبا شــودحال من، در شهر احسـاسم گم استحال من، عشق تمام مردم است!زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــاصبـــحهـا، لبـخندهـا، آوازهـــاای خــــطوط چهــــرهات قـــــــرآن منای تـو جـان جـان جـان جـان مـنبا تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــیشـود..مثنویهایـم همــه نو میشـود..حرفـهایـم مــــرده را جــــان میدهــد...واژههایـم بوی بـاران میدهـــد..
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
شــادم تصــور مـــيكني وقتـــي ندانـــي
لبخندهــــاي شـــادي و غـــــم فرق دارند
برعكـــس مــــيگــردم طـواف خانـهات را
ديــوانــههــا آدم بــــه آدم فـــرق دارنــــــد
من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان
با ايــن حســـاب اهل جهنم فرق دارند…
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا
از هرچه هست غیر تو بیزار کرده است
خوشبخت آن دلی که گناهِ نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
سکــه ی زندگــی دو رو دارد
گاه غمگین و گـاه غمگینــی
شاخه های همیشه بالاییر
یشه های همیشه پایینی
عاقبت مـــیهمان یک نفریم
مــرگ با طعم تلخ شیرینی
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب: وشیرین,
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب: خدایاخدایی,
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
که بعد ها خودمون دلمون بگیره اما نتونیم مسائل رو مثل قبل درستش کنیم....ای کاش
نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 17:15 توسط sheyda|
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
ازهمین آتش چراغش روشن است
علم وفن را ای جوان شوخ وشنگ
مغز می باید نه ملبوس فرنگ..
...![]()
برچسبها: قوت افرنگ, لوس, فرنگ
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان
دوش مرغی به صبح می نالید عقل وصبرم ببرد طاقت وهوش
یکی از دوستان مخلص را مکر آواز من رسید به کوش
گفت باور نداشتم که تو را بانک مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح کوی ومن خاموش
برچسب:
نویسنده: سینا مرادیان